به راستي داشتن مقام و جايگاه سدسازي در دهههاي اخير در دنيا ميتواند مايه مباهات و افتخار باشد؟
كشور ما در ديگر حوزههاي توسعه و پيشرفت چه جايگاهي دارد؟!
رتبه اول يا دوم و شايد هم رتبه سوم
كه به نقل از وزير علوم وقت در دوسال گذشته توليد علم و دانش در ايران بيش از دو برابر شده است .
آري رتبه اول سدسازي براي كشوري همچون چين و رتبه دوم براي تركيه و سكوي سوم هم از آن ماست !
آيا ديگر كشورها علم و صنعت سدسازي را بايد از چين و تركيه و ايران جهان سومي بياموزند يا نه علت و عللي در اين وزن وجود دارد؟!
برپايهي اسناد موجود، بالاترين صنعت سد سازي از آن ايالات متحده است و بر اساس شواهد و مستندات از سال 1972 تاكنون 5 سد در اين كشور دچار حادثه شده است !
حال علم و صنعت ما چقدر از ايالات متحده و ساير كشور هاي دنيا پيشي گرفته است يا به زبان ديگر شايد اين صنعت دچار ناكارآمدي ها و نقصان زيادي است و پيشقراولان علم و صنعت به سراغ ابزار و روشهاي ديگر رفتهاند؟!
طبق آمار و اطلاعات در ده سال گذشته 248 سد در دنيا با مطالعه و آگاهي بدلايل مختلف بدست دول مختلف تخريب شده است حال اين سؤال در ذهن هر شنونده و بيننده اين اخبار خطور مي كند دليل خراب كردن اين همه سرمايه و صنعت ادوار گذشته چه مي تواند باشد ؟
اندكي به مسائل و موارد سدها و سيستم انتقال آب در ايران و دنيا مي پردازيم :
مشكل اصلي در كشور ما در وهله اول نبود مطالعات كامل و كافي براي احداث سدها مي باشد كه به چند مورد آن اشاره مي كنم در نيم قرن گذشته كه اكثر سد هاي ايران بدست مهندسان و طراحان خارجي ساخته مي شد و شايد آنان عرق ملي و ميهني نداشته ، و براي آنان ميراث و مسائل زيست محيطي در آن زمان چندان مطرح نبوده است بعنوان مثال در جانمايي دقت كامل نشده است و تعدادي از سدها در نزديكي گسل ها فعال احداث شده است .بگفته وزير نيرو سد لار داراي مشكل فرار آب از مخزن مي باشد و اين مشكا كماكان وجود خواهد داشت .
مشكل انتقال آب مشكل اساسي و مهمتر از بقيه بوده چرا كه طبق قوانين موضوعه احداث سد ها در نظارت وزارت نيرو و احداث كانال هاي درجه يك و دو بعده اين وزارت و احداث و انتقال و مسائل مربوطه به وزارت كشاورزي مي باشد به نظر شما هماهنگي و احداث اين گونه كانالها تا چه حد ميتواند موفقيتآميز باشند آن هم در كشوري كه هماهنگي بين بخشي خود داراي بورکراسی و مسيرهاي پر پيچ وخم اداري است.
طبق آمار و شواهد كل سدهاي ايران حدوداً در پنجاه سال گذشته بنا شده اند كه در قبل از انقلاب 33 درصد كانالهاي درجه 1 و دو آنها احداث و كمابيش به بهره برداري رسده و در طي سالهاي 1357 تا 1376 حدود 32 درصد ديگر كانالها به بهربرداري رسيده است ، كه خود جاي بسي خوشوقتي است هر چند کانال های ساخته شده خالی از مشکل و معضل نمی باشند.
اگر كمي به مسائل و مشكلات سامانه انتقال آب از سدها به عرصه زمينهاي كشاورزي بنگريم بر اساس نظر صاحبنظران (1) اين صنعت مسائل و مشكلات به 5 دسته تقسيم ميشوند:
- مسائل مرتبط با طراحي
- مسائل مرتبط با شرايط تكتونيكي بستر سد و كانال
- مسائل مرتبط با اجرا
- مسائل مربوط به بهربرداري و نگاهداري
- مسائل اجتماعي
آيا در حل اينگونه مسائل چقدر توانايي داشته ايم
اينها همگي جداي از مسائل مربوط به تخريب محيط زيست بر هم زدن نظم جهاني و طبيعي است و از همه مهمتر از بين بردن ميراث كهن اين مرز و بوم بوده است ! در كشور ما براي احداث يك سد وتاسيسات زير بنايي چقدر دقت و مطالعه مي شود ؟در گذشته كه بيگانگان ميساختند ما را كاري نيست به دول طاقوتي نسبت مي دهيم ولي در عصر كنوني چگونه ؟
آيا دستگاهي كه ظيفه حفظ و تعادل آمايش سرزمين را دارد در كشور ما وجود دارد يا همين سازمان برنامه و بودجه كه به لطف دولت فعلي هم از برنامه حذف و هم از بوجه خالي شده است اين وظيفه خطير را برعهده دارد ؟
مسادل و مشكلات احداث سدها در ايران بسيار زياد است و در يك پست مطلب نمي گنجد ولي جهت اطلاع و آگاهي چند مورد از مسائل و تخريب آثار طبيعي و ملي در ايران و كشور هاي همسايه را در زير تيتر وار قلمي مي كنم :
نزديكي بسيار زياد سد سيوند با آرامگاه كوروش كبير ( حدود 5 كيلومتر )
به زير آب رفتن تنگه بلاغي در همين منطقه
از بين رفتن آخرين باقيمانده جاده شاهي پادشاهي بزرگ هخامنشيان
اختلاف تراز سطح آب مخزن با آرامگاه كوروش ( 4 يا 40 متر به روايت هاي مختلف )
استفاده نكردن از دشت رسوبي بالدست با داشتن بافت مناسب و عمق حدود 90 متر جهت آبخوانداري
به زير آب رفتن محوطه باستاني تپه مهر علي فارس و تل نقارخانه ( واقع در فارس ) با هفت هزار سال قدمت با آبگيي سد ملاصدرا كه در آن زمان از سازمان ميراث فرهنگي استعلام نشده بود .
با احداث سد كارون 3 چندين محوطه باستاني مربوط به دوران پيش از تاريخ عيلامي، به زير آب رفت.
با ساخت سد شيان در استان كرمانشاه محوطه باستاني مربوط به دوره اشكانيان به زير آب رفت.
با احداث سد سهند پل گوچينو مربوط به دوران ايلخاني تخريب شد.
با ساخت سد رامهرمز سد باستاني جره مربوط به دوره ساساني به كلي نابود شد.
با آبگيري سد كبودال در استان گلستان چندين هزار هكتار از جنگل هاي منحصربه فرد منطقه عليآباد به زير آب خواهد رفت.
يكي از علل خشك شدن درياچه هامون در سيستان احداث سد كجكي و سيستان و چاه نيمهها بر روي رود هيرمند بوده است.
با احداث سد بزرگرودخانه يانگتزه بزرگتريت شاهكار سدسازي دنيا رقم خواهد خورد كه ضرر هايش در آينده نمود خواهد كرد اين سازه در سال 2009 كامل خواهد شد و گرانترين سد جهان است كه باعث آوارگي يك ونيم ميليون انسان و از بين رفتن 450 شهر خواهد شد و بسياري ز آثار باستاني چين در درياچه سد غرق خواهند شد و در صورت تخريب احتمالي يكي از بزرگترين فجايع تاريخ بشري شكل خواهد گرفت اما نكته قابل تامل و دردناك اين است كه با حجم بالاي آبي كه پشت سد جمع خواهد شد با توجه به شرايط لرزه خيزي منطقه مي تواند ماشه يك زلزله بزرگ باشد.
ساخته شدن چندين سد بر روي رودخانههاي دجله، فرات و كرخه كه البته در اين مورد كشور ما شايد تنها ناجي هورالعظيم بوده است كه سطح اين تالاب به يك نهم 30 سال پيش تقليل يافته است.
مثال زنده شاخص سدسازي بدون مطالعه در دولت ناصر است كه به خيال واهي ميخواست با ساختن يك سد عظيم، كشاورزي منطقه را متحول كند، گويا فراموش كرده بودد بخش عمده مواد معلق و عناصر حمل شده از جنگل هاي سرسبز افريقا در پشت سد رسوب خواهد كرد و دشت هاي سيلابي دوطرف رود نيل را از مواد مغذي محروم خواهند كرد كه اين ميزان ( يالانه 125 ميليون تن ) به رقم دونيم ميليون تن رسيده است.
دركل سدسازي در نگاه اول مانع بزرگي در مسير مهاجرت ماهيان ايجاد ميكند و بدينترتيب كاهش نزولي نسل بعضي از ماهيها را دربرخواهد داشت و اين خود تغيير در سيستم طبيعي و اكولوژيكي منطقه دارد.
با احداث سد ها سطح زيادي از اراضي خوب و نزديك به آبهاي جاري را از دست خواهيم داد و به ناچار به سراغ اراضي دور دست و سيستم انتقال بايد طراحي شود
با احداث سد ها و تجمع آب در يك منطقه با حجم وسيع آب ايجاد طبقات دمايي شده و اين خود باعث يوتريفيكاسيون مي شود و نظم ازت را ب هم ميزند.
با ايجا مخازن سد ها و تجمع اين آبها تغيير كلي در اكوسيستم هاي مناطق نزديك سده شده كه البته در بعضي جاها مفيد و درجاهاي ديگر خيلي مضر است كه بايستي پتانسيل و توانايي تطبيق منطقه از نظر اكولوژي بررسي دقيق شود
با ايجاد اين مخازن ميزان تبخير و تعرق بالارفته و در خيلي از مناطق باعث بالارفتن شوري در اراضي خواهد شد حال با توجه به همه مسائل و تنگناهاي احداث سد و نگرش كلي به مسائل زيست محيطي و و حفط آثار ملي و فرهنگي و مشكلات احداث و نگاهداري اينگونه تاسيسات آيا بهتر نيست كمي نقادانه و با ظرافت خاصي دست اندركاران صنعت سد سازي در كشور به موضوع بنگرند ؟
به راستي در سامانهاي كه براي انتقال و يا ايجاد كانالهاي انتقال آب به اراضي زراعي هزاران مسأله مشكل وجود دارد و راندمان سامانههاي آبياري حداكثر 35 تا 50 درصد بوده اين همه سرمايهگذاري اصولي است؟
آيا ميزان سرمايه ساخت سدها تا چه اندازه صرفه اقتصادي دارد ؟
آيا ما نميتوانيم با ابزارهاي بهتر در حفظ و نگهداري از منابع از اين مواهب طبيعي استفاده كنيم؟
اصولاً كسي ميداند ميزان جابجايي نامريي پول در مافياي سدسازي چقدر است ؟
ميزان سود نانوشته و ناديده سدسازان از هر سد چقدر است؟
مجموعه آثار منفي زيست محيطي ساخت بسياري از سدها در سالهاي بعد از انقلاب چقدر است ؟
ميزان رسوب گيري سد هاي ساخته شده در اين سالها چه ميزان برآورد شده است ؟
آيا فقط اصل بر سدسازي است ؟ يا نه بهترين گزينه توسعه پايدار تبديل به توسعه مخرب خواهد شد؟
آيا تنها راه نجات كشور و كشاورزي و محط زيست فقط ايجاد سد است ؟
يا نه !!!!!
سد سازي نماد توسعه است!!
خيلي حيرتانگيز است؛ افتخار جهانيان اين است كه سالي چند سد بزرگ مخزني خويش را براي حفظ پايداري سرزمين تخريب ميكنند و افتخار دولتمردان ما اين است كه سالي چند سد جديد در برنامه ساخت خواهند داشت!!
۱- دکتر حسن رحیمی . مسائل کانالهای آبیاری در ایران اولین همایش مشکلات شبکه های آبیاری و زهکشی