مگر اینجا ایران نیست ؟
مگر اینجا سرزمین شیران و کنام و دلیران نیست؟
ما راچه شده است؟
رسم مردانگی و جوانمردی کجاست ؟
کجاییم ما در این نقطه پرگار وجود؟
به یاد شاعر زنده یاد سهراب :
آب را گل نکنیم
شاید این آب روان می رود پای سپیداری
تا فرو شوید اندوه دلی
درویشی نان خشکیده فرو برده در آب
سهراب تو کجا و ما کجا ؟؟؟؟؟
دیر زمانی نزدیک، اگر پای از مرز ایران بیرون میگذاشتی مردم این دیار را به جوانمردی و گذشت میشناختند، همان مردمی که شهره گذشت و ایثار بودند ، آن مردمی که گرفتن دست فتاده ای برایشان افتخار بود، آن جوانانی که دستگیری از مظلومی را نشانه فتوت می دانستند!!!

و اما افسوس در این زمانه دیگر ارزشهای انسانی کم رنگ و کم رنگ تر می شود و خدای ناکرده رنگ باخته و دیگر کمک به همنوع را نشانه مردانگی نمی دانند .
ای کاش قصه به اینجا ختم میشد و روزانه نظاره گر ریختن خون صد ها انسان بیگناه و همنوع خود نبودیم !
من نمی دانم به کجا خواهیم رفت ؟
سر منزل مقصود کجاست ؟
براستی کشتن پهلوان نامی ایران یکی از جوانمردترین قهرمانان سال های اخیر ، آن هم بدست جوانکی صفی و بی فکر را چه کسی پاسخ خواهد داد؟
آیا این دیار چند نفر بسان روح الله داداشی داشته و دارد چند سال باید چشم انتظار نشست تا روح الله دیگری به این دیار بیایید ؟
آیا کسی هست به اخلاق ، فتوت، جوانمردی ، حجب و حیاء، پاکی و بی آلایش روح الله دادشی این جوان نیکنام محله مالک اشتر کرج شک کند ؟؟؟؟؟؟؟؟
نه همه و همه از خوبی و مردانگی و صفا و صمیمیت این جوان برومند ایران زمین یاد می کنند .
چه باید کرد؟ با تیغ یک نادان یک انسان وارسته که بحق یکی از سرمایه های ملی کشور، در نیمه شب نیمه شعبان جان را به جان آفرین تسلیم و خانواده و جامعه ایران را به سوگ می نشانند .
در وصف اخلاق و صفات نیک روح الله هر چه بگوییم کم گفته ایم . آری برای بیان اوصاف دادشی قلم قاصر و سخن الکن است . فقط این را بدانیم که یک پهلوان و یک انسان وارسته از قید و بند دنیا را از دست دادیم .

یاد او همیشه در اذهان و خاطره ها به نیکی خواهد ماند.
برای خانواده وی از خدای متعال صبر و برای روح الله ی عزیز علو درجات را خواستاریم.
روح االه بدان که همیشه در یاد و خاطرات ما ، یاد لبخندت یاد قهرمانی تو و یاد لحظه ای که پرچم ایران را در دنیا و با افتخار به اهتزاز در آوردی هیچوقت از یاد ما نخواهد رفت ؟
رفتنت آتش نهاد بر دل ای روح الله !!!
ولی همه این را خوب می دانند که پهلوانان هرگز نمی میرند
به یادت خواهیم بود.
مرده آنست که نامش به نکویی نبرند
روحش شاد و یادش گرامی باد
تسلیت به محیط زیست ایران
و نگاهش به طبیعت رازِ آتش بود.
و عشقش به ایران پیروزیِ آدمیست
هنگامی که به جنگِ تقدیر و نقد میشتابید.
و آغوشش
اندک جایی برای زیستن
اندک جایی برای مردن
و گریزِ از شهر
که با هزار انگشت
پاکیِ آسمان را زلال آب را می پرستید.
دل تو اولین روز بهار و دیدار ما با تو آخرین جمعه سال
و چه دورند و چه نزدیکی من و تو؟
ای کاش یارب آشناییها نبود
یا به دنبالش جدایی ها نبود
براستی چه شده است ؟
که تورا دیگر در این سرای خاکی نخواهیم دید ؟
چه زود می برد خدای خوبان را
و خواهیم رفت. به منزلگه اخبار طبیعت
تا عطش عشق تو را به محیط زیست گواراتر کند؟
تا در آیینه پدیدار آیی
عمری دراز در آن نگریستیم
من برکهها و دریاها را گریستم
ای مسیحای ِ در قالبِ آدمی!
که پیکرت جز در تپش عشق طبیعت نمیسوزد! ــ
حضورت بهشتی بود
که گریزِ از جهنم را توجیه میکرد،
دریایی که مرا در خود غرق می کرد.
تا از همه گناهان و دروغ
شسته شویم.
و سپیدهدم با دستهایت بیدار میشوند.
توفانها
در رقصِ عظیمِ قلم تو. تو. ای یاسر
آفتابِ همیشه را طالع میکند.
بگذار چنان از خواب برآییم
که کوچههای شهر
حضورِ تور ا و نبود تو را دریابند.
غم سوگ تو برای طرفداران محیط زیست بس گران بود.
خدایش بیامرزد یاسر انصاری
برای همسر ش ( خانم جمشیدی ) و خانوده داغدارش از خالق هستی بخش، توان تحمل این خسران را طلب می کنیم.
جنگل هاي مانگرو در بسياري از کشورهاي دنيا ( هندوستان، امريکا و استراليا ) وجود دارند و يکي از مناطق پر جاذبه براي گردشگران محيط زيست و دوستداران طبيعت مي باشند اما در ايران هنوز براي جذب گردشگر و اکوتوريسم اقدامي صورت نگرفته است. يوسفي آذري در اين باره مي گويد؛ «کميته ملي طبيعت گردي در حال حاضر مشغول مطالعات تحقيقاتي است. اين اکوسيستم ها بسيار حساسند و ورود کنترل نشده گردشگران در اين مناطق مي تواند يکي ديگر از عوامل تخريب باشد.» «اکوسيستم چرخه يي است که همه زنجيره آن به هم متصل است؛ مجموعه يي از عوامل پيچيده اما بعضي از مردم فکر مي کنند تخريب يعني قطع درخت در حالي که فعاليت هاي ما انسان ها به صورت غيرمستقيم مرتبط است با تخريب اکوسيستم.»
کارشناسان محيط زيست معتقدند فقط براي جلوگيري از اين تخريب ها بايد به سوي توسعه پايدار و منطقه يي رفت. نخست بايد با ارائه راه حل درست و منطقي مشکل آنها را حل کنيم. حل اين مشکل هم از توان سازمان هاي دولتي و سيستم بروکراسي خارج و نيازمند تعامل دستگاه هاي موازي و همسو مي باشد .»
متاسفانه در ايران اول جاده يا سد مي سازند و بعد براي ارزيابي زيست محيطي سراغ سازمان هاي ذيربط ( سازمان جنگل ها يا محيط زيست ) و يا هر دستگاهي که گناه تخريب يا تعرض را راحت به دوش بکشد مي رويم «در کشورهاي اروپايي و توسعه يافته تا زماني که کارشناس محيط زيست نقشه يک سد يا جاده را امضا نکند آن طرح اجرا نمي شود ولي در ايران دستگاهها يا وزارت خانه هاي داراي قدرت يا اعتبار بيشتر براي وضعيت محيط زيست تصميم مي گيرند.»
به گزارش سبزپرس، منابع محلی و برخی کارشناسان محیط زیست دریایی از خشک شدن بخش هایی از جنگل های ساحلی مانگرو در منطقه جاسک خبر می دهند. این منابع همچنین وجود خطر جدی برای ادامه حیات درختان مانگرو در این منطقه را نیز گوشزد کرده اند.
رسوب گذاری و حرکت ماسه های روان در بستر این جنگل ها علت اصلی وقوع این خطر عنوان شده است.
دکتر افشین دانه کار که از چند سال قبل تحقیقات گسترده ای را روی درختان مانگرو انجام داده بود درباره پدیده خشک شدن درختان مانگرو به سبزپرس گفت: اصولا جنگل های مانگرو به عنوان «حوضچه های آرامش» جریان های آب دریا شناخته می شوند و رسوبات معلق در آب دریای عمان و خلیج فارس با رسیدن به این جنگل ها ته نشین می شوند. در منطقه جاسک رسوبات آب دریای عمان در بستر جنگل ته نشین شده و باعث خشک شدن درختان می شود.
برخی معتقدند که ساخت و سازهای کشورهای جنوب خلیج فارس، عامل اصلی این رسوب گذاری ها است. امارات متحده عربی تا کنون دو جزیره مصنوعی به نام های نخل 1 و 2 را آماده بهره برداری کرده و قصد دارد تا در پروژه ای بزرگ، تعداد زیادی جزیره مصنوعی را به شکل نقشه ای از جهان در خلیج فارس ایجاد کند.
خاک ریزی در دریا به بهانه ساخت جزیره مصنوعی در ابتدا باعث کدورت آب دریا می شود و رسوب گذاری در سواحل دیگر را نیز به دنبال خواهد داشت.
از طرف دیگر مقامات کشور عمان نیز در تلاش هستند تا با ایجاد کانالی در قسمت شمالی این کشور از عبور دادن کشتی هایشان از تنگه هرمز بی نیاز شوند.
مقامات عمان تلاش می کنند تا کانالی را در نزدیکی تنگه هرمز حفر کنند و این فعالیت ها، حجم عظیمی از رسوبات را به آب دریایی عمان وارد می کند.
با این حال دکتر دانه کار رسوبات ناشی از ساخت و سازهای دریایی کشورهای جنوب خلیج فارس را تنها عامل خشک شدن مانگروها ندانست و گفت: بخش دیگری از این رسوبات مربوط به بالا دست این جنگل ها و کشور خودمان است. اخیراً ساخت سد روی رودخانه گابریک باعث خشکی قسمت هایی در بالا دست شده است. پوشش گیاهی این منطقه فقیر شده و خاک در معرض فرسایش بادی قرار گرفته است.
او تاکید کرد: در این فصل در منطقه جاسک وزش بادهای شدید را داریم و رسوبات ناشی از فرسایش بادی از این طریق در بستر جنگلهای حرا انباشته می شوند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران گفت: منطقه جاسک هم از طرف دریا و هم از طرف خشکی در معرض رسوبات قرار دارد و این رسوبات به تدریج باعث خشک شدن جنگل های ارزشمند مانگرو می شوند.
او درباره فرایند تاثیر رسوبات بر خشک شدن درختان مانگرو تصریح کرد: جنگل های مانگرو در منطقه جزر و مدی دریا قرار دارند و برای ادامه حیات خود حتماً باید در معرض جزر و مد قرار بگیرند. با انباشته شدن رسوبات در بستر این جنگل ها، طراز جزر و مدی ساحل تغییر می کند و باعث خشک شدن درختان مانگرو می شود.
جنگل های مانگرو، از مهمترین اکوسیستم های جهان به شمار می روند. رویشگاه این جنگل ها، در قسمت جزر و مدی ساحل دریا است و حیات این جنگل ها وابسته به جزر و مد است.
با وجود اینکه جنگل های مانگرو از تنوع گیاهی کمی برخوردارند اما اکوسیستم آنها، گونه های جانوری بسیار زیادی خصوصا گونه های دریایی را در خود جای داده است.
پژوهشگران جهان اعلام کرده اند که حدود دو سوم از غذاهایی که از دریا به دست می آیند به حیات جنگل های مانگرو وابسته هستند.
خبر بر گرفته از سبز پرس
آری وبلاگ مهار بیابانزایی را مهار نکنیم بگذاریم همچنان به پیش بتازد و به قله بلند افتخارات زیست محیطی برسد پس باید در اینجا حمایتش کنیم !
بیایید به تنها دوستدار واقعی طبیعت ایران زمین رای دهیم
فارغ از ماجرای تلخ و شیرین روزگار حمایت از مهار بیابانزایی در مسابقهی انتخاب برترین وبلاگ جهان در حوزهی محیط زیست (تغییر اقلیم) را پاس بداریم و به دوست و همکاران قاطعانه رای بدهیم .
شاید تنها ترین و با پشتکار ترین وبلاگ ونویس زیست محیطی که نوشتن برای طبیعت را از شام شب واجب تر می داند محمد درویش است !
چه کند درویش همی دارد .
اما او همت بلندی دارد که درکش شاید برای خیلی ها آسان نباشد .
باید او را شناخت .
آب را گل نکنیم
شاید این آب روان می رود پای سپیداری
تا فرو شوید اندوه دلی
درویشی نان خشکیده فرو برده در آن .
آری درویش ما به زعم خیلی از دوستداران زیست بوم نان خشکیده فرو برده در آب زلال ایران و ُطبیعت او نوشتن برای ایران زمین را از دم و باز دم خویش مهمتر می ستاید
پس دوستان بیاییم این بار هم او را تنها نگذاریم
و به تنها وبلاگ ایرانی شرکت کننده در مسابقه وبلاگ برتر زیست محیطی در دنیا به درویش این برگزیده کشورمان رای دهیم .
همیت ایرانی را به نمایش بگذار ای هموطن .!!
بدرود
شاید بهترین خبر و مسرت بخش ترین خبر در آستانه سال نو ثبت نوروز باستانی ایران در سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد بود خبری که برای بیشتر ایرانیان داخل و خارج از کشور مایه افتخارو مباهات بوده و خواهد بود کشوری که بیشینه باستانیش اگر اغراق نکرده باشیم همپا و یا بیشتر از تاریخ دنیا قدمت دارد.
درخواست ثبت نوروز به عنوان ميراث غير ملموس جهاني تقاضاي مشترک کشورهاي ايران، هند، جمهوري آذربايجان، ازبکستان، قزاقستان، پاکستان و ترکيه بود.
که سرانجام پس از سالها انتظار در 8 مهر ماه سال جاري اين جشن مهم ايرانيان توسط سازمان علمي و فرهنگي سازمان ملل متحد - يونسکو به ثبت جهاني رسيد.
امید دارم که در این سال نو حفاظت از محیط زیست و زیست بوم و پاسداری از مواهب الهی ( کلیه موجودات زنده اعم از جانوران و نباتات ) را سر لوحه کار های خود قرار داده تا این امانت الهی را بهتر پاس بداریم
چرا که در منشور کوروش کبیر حفاظت از محیط زیست یکی از مسائل بسیار مهم بوده است پس بیاییم در سال ۲۵۶۹ ذره ای از عرق پیشینیانمان را به منصه ظهور برسانیم
این اتفاق تاریخی را به همه هموطنان ایرانی چه در داخل و چه در اقصا نقاط دنیا تبریک و تحنیت می گویم امید است این مراسم باستانی هر ساله باشکوه تر از سالهای قبل برگزار شود تا ذره ای از فرهنگ و سنن ایران و ایرانی بودنمان را به جهانیان بیشتر بشناسانیم
هر روزتان نوروز ![]()
نورزتان پیروز باد
سال نو بر همه ایرانیان مبارک باد ![]()
باز هم وزارت نيرو براي انتقال آب گل کاشت!!![]()
من نميدانم چه شکلي و چگونه و به چه زبانی بايد به اين مديران نخبه گفت :آقا مگر تو جنگل خيرود کنار و ...دیگر منابع طبیعی را کاشته ای که با يک تصميم نابخردانه به خودتان اجازه قطع و قلع و قمع آنان را میدهید ؟ ؟![]()
با نوشتن ؟
با زنجیره انسانی؟
با ننوشتن ؟
ما که زبانشان را نمی دانیم شما چگونه ؟
آیادر این منطقه راه ديگري براي انتقال يا تامين آب وجود نداشت؟
روز چهارشنبه ۲۳/۱۰/۸۸ صبح به اتفاق تنی چند از دوستدارن جنگل از درب ورودي جنگل پژوهشي پرديس کشاورزي و منابع طبيعي واقع در بالادست نجارده از توابع نوشهر به طرف بالا در گذر بوديم که با يک صحنه تکان دهنده مواجه شدم تعداد زيادي از درختان سمت چپ و در بالا دست سمت راست جاده دسترسي جنگل پاکتراشي شده بود !!
از يکي از اساتيد که جويا شدم خيلي راحت ولي بابغض فشرده شده در گلوي خويش گفت هيچي نيست مهندس جان وزارت نيرو در حال انتقال آب رودخانه چالوس به چمستان ونور است .
واي به روزي که بگندد نمک!
کجايند مسئولين دانشکده هاي کشاورزي و منابع طبيعي ؟
که حاصل چند دهه تلاش خود و پیشینیان را نظاره گر قطعه قطعه شدن جنگل خیرود باشند؟
پرسيدم آقاي دکتر شما اينجا چه کار مي کنيد ؟
ايشان در جواب گفتند : آقا کجاي کاري اينها کليه مجوز هاي قانوني را اخذ کرده و در حال اجراي پروژه خويش هستند.
راستي به کجا چنين شتابان !!!
مرگ و تخریب طبیعت
![]()
دوست داران محیط زیست
![]()
مدیران و مسئولین
![]()
نسل آینده
![]()
وظیفه من و تو
![]()
نه
بنویسیم ؟
فریاد ؟
![]()
![]()
در آن شهری که مردانش عصا از کور می دزدند
من از خوش باوری محبت آرزو کردم
من نمی دانم گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد؟
ولی خوب می دانم در این وانفسا ی زمان
موقعیت سیاسی و قدرت اقتصادی !
بر جان و مال و ناموس مردم ارجحیت دارد .
![]()
به کجا چنین شتابان ؟
هيس
![]()
چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟
![]()
این روزها زاگرس میانی شاهد عبور مارپیچ لوله هایی است که در قلب سرسبز طبیعت لرستان خط می اندازد و به پیش می رود تا در مسیر خود هزاران درخت را در زیر خاک مدفون کند. لرستان دارای بیش از دو میلیون و 150 هزار هکتار اراضی جنگلی و مرتعی است و این طبیعت یکی از بزرگترین داشته های خدادادی این سرزمین محسوب می شود و انصاف نیست که ریه های تنفسی لرستان به راحتی از بین بروند تا لوله های نفت خوزستان به مرکز ایران منتقل شود.
مهر: این روزها زاگرس میانی شاهد عبور مارپیچ لوله هایی است که در قلب سرسبز طبیعت لرستان خط می اندازد و به پیش می رود تا در مسیر خود هزاران درخت را در زیر لاله های خاک مدفون کند.
لرستان با دارا بودن طبیعت بی نظیر به عنوان بام طبیعت و حیات وحش ایران مطرح است و این طبیعت بکر و دست نخوره که سالها با مردمان لر همنوا و همراه بوده حال با ورود لوله های نفت و گاز آنچه این منطقه را در برگرفته نه صدای دلنشین طبیعت بلکه صدای بولدوزرهایی است که کمر به قتل درختان زاگرس بسته اند.
لرستان دارای بیش از دو میلیون و 150 هزار هکتار اراضی جنگلی و مرتعی است و این طبیعت یکی از بزرگترین داشته های خدادادی این سرزمین محسوب می شود و انصاف نیست که ریه های تنفسی لرستان به راحتی از بین بروند تا لوله های نفت خوزستان به مرکز ایران منتقل شود.
البته موضوع انتقال نفت یک موضوع ملی و پروژه انتقال نفت آسار – رازان هم یک پروژه ملی است که نیازمند همیاری و مساعدت همگانی است ولی آنچه جای بحث دارد این است که چرا این پروژه با این گستردگی باید بدون ارزیابی زیست محیطی آغاز شود تا اینگونه جنگل های لرستان در زیر چرخ های آنچه توسعه نامیده می شود از بین برود؟
ارزیابی زیست محیطی می توانست کمک کند تا تعداد کمی از درختان منحصر به فرد منطقه زاگرس میانی در لرستان قربانی پروژه خط انتقال نفت خوزستان به مرکزی شود.
نوشدارو پس از مرگ سهراب
منطقه جنگلی آسار در شهرستان پلدختر دارای درختانی مانند بلوط، کیکم، زالزالک، بادامک، گلابی وحشی و … و سکونتگاه دهها گونه منحصر به فرد جانوری و گیاهی است.
مردم منطقه آسار که در این باره گلایه های زیادی در دل دارند به خبرنگار مهر می گویند: قطع هزاران اصله درخت تنها در یک روز در این منطقه رخ نداده است و در این مدت متولیان امر می توانستند جلوی این پروژه را بگیرند.
آنها از منابع طبیعی استان انتقاد می کنند و می گویند: سکوت منابع طبیعی هنگام اجرای این پروژه، معنادار و قابل تامل است.
مردم منطقه عنوان می کنند: چگونه ممکن است که پیمانکار شرکت نفت با تجهیزات و امکانات و ماشین های سنگین و ادوات وارد منطقه شود و ظرف چندین روز فعالیت دست به تخریب وسیعی در منطقه بزند و هزارن اصله درخت را نابود کند ولی متولیان امر متوجه موضوع نشوند.
اهالی منطقه که هر کدام برای خود استدلالی از وضع موجود دارند، در شرح واقعه می گویند: شرکت نفت در فعالیتی چندین روزه درختان کهنسال منطقه را با لودر و بولدوزر قطع کرد که این موضوع مورد اعتراض مردم نیز واقع شد.
آنها در مورد توقف عملیات هم می گویند: بعد از وقوع فاجعه ای که نباید رخ می داد فعالیت شرکت نفت متوقف شد که این یعنی نوشدارو پس از مرگ سهراب!
شرکت نفت می توانست بدون رد شدن از روی جسد درختان خط لوله خود را بکشد
به سراغ یکی از متولیان حفاظت از محیط زیست در پلدختر یعنی نزدیکترین شهر به منطقه آسار می رویم که رئیس اداره محیط زیست این شهرستان سخنان قابل تاملی دارد.
علی یاری عنوان می کند: در بازدیدی که از منطقه آسار – رازان صورت گرفت دهها هزار اصله درخت قطع شده که این امر فاجعه آمیز است.
وی تصریح کرد: این منطقه که بی رحمانه مورد تخریب شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت قرار گرفته از تنوع جانوری و گیاهی بی نظیری برخوردار است و این نشانه ای از بی توجهی این شرکت است که این میراث ارزشمند طبیعی را نابود کرده است.
این مسئول ادامه داد: شرکت نفت می توانست برای عبور خط انتقال نفت راه دیگری را انتخاب کند و نباید از روی نعش درختان عبور می کرد.
یاری خاطرنشان کرد: این منطقه دارای جنگلهای نیمه متراکم و مراتع درجه دو است و زیستگاه گونه های اندمیک و نایابی مانند سنجاب ایرانی و پستاندارانی مانند روباه، گرگ، گراز، شغال و بزکوهی است.
حال به سراغ مسئولان محیط زیست در مرکز استان رفته :.
3.5 میلیون مترمکعب خاکبرداری در طبیعت لرستان
معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست استان لرستان در این رابطه با روی باز از سوالات خبرنگار مهر استقبال می کند.
سعید بابایی در گفتگو با خبرنگار مهر عنوان کرد: پروژه خط انتقال نفت 26 اینچ آسار – رازان که از توابع پلدختر آغاز و تا شهرستان دورود با طی مسیر 113 کیلومتری ادامه می یابد بر اساس مطالعات انجام شده در این طرح با عرض حداقل 15 متر مسیریابی و حفر کانال شده است.
وی تصریح کرد: شرکت خطوط لوله و مخابرات ایران قبل از اخذ مجوز زیست محیطی شروع به عملیات اجرایی کرده که اقدام شرکت یاد شده برخلاف تبصره 2 بند یک مصوبه 28 شورای عالی محیط زیست است که به این دلیل مراتب توقف عملیات اجرایی پروژه به صورت اخطاریه زیست محیطی به کارفرمای ذی ربط اعلام شده است.
معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست استان لرستان خاطرنشان کرد: با وجود عدم کسب مجوز برای آغاز کار این شرکت در اجرای عملیات فیزیکی خط انتقال نفت به مسیر 113 کیلومتر به اشکال مختلف تسطیح، خاکبرداری، حفاری کانال، لوله گذاری و حتی در برخی مقاطع جوشکاری نیز صورت داده است.
بابایی یادآور شد: در این رابطه بیش از 3.5 میلیون مترمکعب خاکبرداری و خاکریزی صورت گرفته که تعداد قابل توجهی درخت و درخچه مختلف نیز با گونه غالب بلوط ریشه کن و در زیر خاک مدفون شده اند.
50 هزار اصله درخت قربانی توسعه خطوط نفت
معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست استان لرستان در ادامه گفتگو با خبرنگار مهر خاطرنشان کرد: بر پایه اطلاعات مندرج در گزارش ارزیابی می توان تعداد درختان قطع شده را بیش از 50 هزار اصله درخت و نهال برآورد کرد.
بابایی افزود: با توجه به ارزش نهاده های زیست محیطی تخریب شده خسارات ناشی از قطع اشجار و خاکبرداری و تغییر سیمای محیط زیست طبیعی رقمی بیش از چندین میلیارد تومان برآورد شده است.
وی با اشاره به اهمیت زیست محیطی این منطقه گفت: با توجه به اینکه مسیر عبور خط لوله یاد شده دارای پوشش انبوه گیاهی، جنگلی و مرتعی است به لحاظ تامین غذای حیات وحش منطقه بسیار حائز اهمیت است.
معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست استان لرستان خاطرنشان کرد: سازمان حفاظت محیط زیست همواره از اجرای طرح های عمرانی خدماتی استقبال می کند ولی انجام این طرح ها را زمانی مایه توسعه و آبادانی می داند که رعایت ملاحظات زیست محیطی در راستای توسعه پایدار در آن شده باشد لذا هر گونه پروژه و یا طرحی که مغایر با اهداف توسعه پایدار باشد مستلزم اصلاح و تغییر نگرش نسبت به آن در دو مرحله اجرا و بهره برداری است.
بابایی همچنین با اشاره به صدور دستور توقف فعالیت این پروژه، افزود: در صورت عدم پایبندی کارفرما به اخطار، اداره کل ناگزیر از ارجاع موضوع به محاکم قضایی خواهد بود.
به هر حال آنچه جای تامل است این است که نه پرداخت خسارات درختان از دست رفته را به زاگرس بر می گرداند و نه توقف پروژه آنچه از بین رفته را دوباره بازخواهد گرداند. این ماجرا گوشه ای از آن چیزی است که امروز بر محیط زیست لرستان از برکت لوله های نفت و گاز می رود و به نظر می رسد رفع این موضوع نیازمند چاره اندیشی اصولی و اتخاذ راهکارهای مثمر ثمر است.
این پست مطلب بر گرفته از سایت لرنا می باشد.
در بیشتر محافل اعم از جلسات سیاسی و یا در مدیریت کشور و یا ادبیات محاوره ای این اصطلاح زیبنده و قشنگ زیاد بکار می رود که ما چرا بیشتر فرصت سوزی می کنیم ؟
براستی معنی فرصت سوزی چیست ؟
به معنای عام و ساده از بین رفتن فرصت های روزمره و زندگی و عدم بهره برداری از زمان و امکانات موجود را میتوان فرصت سوزی نامید . در نگاه اول این عمل بسیار بد و ناپسند بشمار می رود .
اما اگر کمی با دقت نظر به سطوح مدیریتی کلان و دستگاه های تصمیم گیرنده کشور خوب بنگریم فرصت سوزی زیاد هم عمل بد و نابخردانه ای نیست چرا که ما در کشور های جهان سوم ( در حال توسعه ) فرصت ها را که از دست می دهیم هیچ ملالی نیست چونکه منابع و امکانات موجود و مواهب الهی خود و نسل های آتی را هم با بی خردی وکج سلیقگی به باد فنا میسپاریم . یا به قول دوستان شعار زده فرصت سوزی می کنیم
نگارنده حقیر در سفر اخیر که به یکی از شهرستان های استان لرستان رفته بودم به چند اتفاق عجیب و تکان دهنده برخورد کردم که تحریر و تعریف آن ها برای هر دوستدار محیط زیست و ایرانی خالی از لطف و تاسف نمی باشد .
در یک محفل دوستانه که بحث طبیعت و فضای سبز خوب نقل مجلس شده بود تعریف و خاطره یک راننده شهرداری برایم خیلی جالب و تکان دهنده بود آقای ا . س که برای مهار آتش جنگل های اطراف شهرستان سلسله و دلفان رفته بود با ناراحتی و خشم خطاب به من : آقا شما هم که مثل دیگر همکاران شاغل در وزارتخانه خودتان فقط شعار می دهید ! من که در هفته گذشته با چند تن از همکاران خود به کوه های بالادست الشتر رفته بودیم هر چقدر از کارکنان اداره منابع طبیعی خواهش کردم دوستان کمی برای اتفاع حریق با من همکاری و تلاش بیشتری بکنید چیزی جزء تمسخر و دیوانه قلمداد کردن من عایدم نشد آنان در وهله اول اظهار می کردند اینجا مسائل قومی قبیله ای دارد در ضمن این چند تا درخت که ارزشی ندارد من هم تا جایی که توانستم آتش را مهار و با تن و جان خسته و با ناراحتی به اداره آمدم و به شهردارگفتم : من به تنهایی با یک کپسول چه کار می توانم بکنم ؟ آقا این آقایان تلاش ما را به سخره گرفته اند !!!!!
ناخدا گاه این ضرب المثل لری در ذهنم طنین انداز شد و به ریس گفتم :
"هرکه ده صاحو مردن تنگترشه خی بگریوه "
که ترجمه آن می شود :
هر کس از صاحب مرده ناراحت تره برود و خون گریه کند
آره یعنی این اداره که متولی منابع طبیعی می باشد اینگونه برخورد می کند تکلیف ما روشن است ؟؟؟
رییس من هم بدتر از خودم مات و مبهوت ماند و گفت من پیگیری خواهم کرد ![]()
راستی جایگاه و وظیفه سازمان جنگل ها و مراتع کجاست ؟ ضمانت اجرایی و پیگیری اینگونه مسائل بر گردن چه دستگاهی است ؟ مگر سطح کل درختان و مراتع کشور چقدر می باشد که اینگونه شاهد از بین رفتن آنها باشیم ؟ این دستگاه عریض و طویل سازمان جنگلها و مراتع کشور نمی خواهد کاری بکند ترا بخدا شما فقط همین چهار تا درخت و مرتع و علفزار موجود را حفظ کنید بقیه داستان آبخیزداری و . ایجاد بانکت و درخت کاری و..... پیشکشتان دوستان نمی خواهد بگویید بودجه کم است و اعتبار نیست چرا که لااقل شما نسبت به سایر بخش های موجود در وضعیت مناسبتری قرار دارید ( ما هم د دستگاه وزارت جهاد دستی بر آتش داریم ) پس مشکل اینگونه نیست .
اگر نگاهی گذرا به عکس های هوایی سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۴۴ منطقه غرب کشور ( لرستان . کردستان و کرمانشاهان ) بیا اندازیم متوجه خواهیم شد که این جنگل های غرب چه پوشش فشرده و متراکمی داشته اند و ما انسانهای متمدن هزاره سوم چه بلایی بر سر آنها آورده ایم و هر روز آنها را به بهانه های واهی پاکتراشی و به بیابان تغییر کاربری می دهیم .
دوست دیگری که کارمند بازنشسته و تحصیل کرده سازمان دامپزشکی بودو برای عشق به طبیعت به کار زنبورداری مشغول بود فاجعه دیگری را به تصویر می کشید : که شب ها را برای عملیات کار نگهداری از زنبور های خود به کوهستان میروم بازگو می کرد : متاسفانه چوپان های محلی برای باز کردن مسیر تردد دام های خویش در منطقه شمال استان لرستان بدلیل فشردگی زیاد گون ها چند بوته گون را آتش زده بودند من هم که در بالا دست آنها بودم نظاره گر این اتفاق بودم . طی چند لحظه دامنه آتش هر لحظه بیشتر می شد در قدم اول برای مهار آتش تا نیمه شب با تلفن همرا خویش با اداره منابع طبیعی تماس گرفتم ولی هیچکس را برای این طبیعت یاری رسان نیافتم .
در ادامه در اثر آتش سوزی دامنه آتش ها به بالادست که درختان بلوط تنومند بودند زبانه می کشید من و مجتمع کندو های زنبور حیران و سرگردان که چه خاکی بر سر کنم ؟ تا در دم در آتش کم خردی و فقر فرهنگی نسوزیم ؟ این دوست عزیز با اشک و آه تعریف می کرد که کندوهای من هم جزئی از زیست بوم بوده و هستند و این درختان و زنبور ها را چه کسی باید نجات دهد ؟ چون احساس مسئولیتم نسبت به این جامعه جریحه دار شده بود با چنگ و دندان اقدام به خاموش کردن آتش کرده چنانکه حتی لباس های تنم هم برای تغییر مسیر آتش سوخته شد ! با صدا و فریاد من مردم آبادی نزدیک برای نجاتم آمدند و با همکاری آنها هم مرا از آتش نجات داده و هم از سوختن بقیه جنگل و مرتع برادران سازمان جنگلها و مراتع و آبخیزداری کشور جلوگیری کردیم
.
دوستان من فقط یک سوال دارم : وظیفه و ضمانت اجرایی ادارات کل منابع طبیعی ها چیست ؟
چه گویم به قول سعدی شیرین سخن :
بر سیه دل چه سود خواندن وعظ نرود میخ آهنی به سنگ
تاوان سوئ مدیریت خرد و کلان کشور را این درختان و بوته زار باید بدهند ؟
آیا این طبیعت را باید مثل دیگر بخش های کشور واگذار کنیم تا شاید کسی به خاطر نفع طلبی شخصی از آن حفاظت کند ؟
چه کسی پاسخگو است ؟
آیا این طبیعت را ولی و قیم شخصی نیاز می باشد ؟ ؟ ؟
آیا این محیط زیست مختص عصر حاضر است ؟
پس شعار توسعه پایدار کجا رفت ؟
به کجا چنین شتابان؟
ترا من چشم در راهم
شبا هنگام
که می گیرند در شاخ " تلاجین " سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
ترا من چشم در راهم
شبا هنگام
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
ترا من چشم در راهم
ای دوست دار طبیعت
ترا من چشم در راهم
من از یادت نمی کاهم!!!!!
با تبريك سال نو و آرزوي شنيدن خبرهايي خوش در 1388 براي همه ايرانيان، بايد اعتراف كنم كه من عاشق بازي هستم، به خصوص اگر اين بازي بتونه به حفظ محيط زيست هم ربط داشته باشه! به همين دليل، دعوت محمّد درويش را لبيك گفته و پنج خلاف بزرگ زيست محيطي خود را در دادگاه وبلاگستان فارسي اعتراف ميكنم:
اوّل اين كه يكي از تفريحات نهچندان سالم من در دوران نوجواني شكار پرندگان با تفنگ ساچمهاي بود! حقيقتش از خوردن گوشت كباب شده گنجشك خيلي لذت ميبردم و اين ماجرا تا وقتي كه يك رويداد عجيب برايم اتفاق افتاد، ادامه داشت (آن رويداد را هم شايد در يك بازي ديگر افشا كردم!)
دوّم اين كه تا به حال نشده براي خريد از منزل خارج شوم و با خود از كيسه يا زنبيل مخصوص حمل ميوه استفاده نمايم. به عبارتي سادهتر، اعتراف ميكنم كه يكي از عوامل افزايش دهندهي مصرف كيسههاي نايلوني هستم!
سوّم اين كه همواره از خودرو شخصي استفاده ميكنم، چون هميشه عجله دارم و نميتوانم به يگان نقليه عمومي شهر اعتماد كنم!
چهارم اين كه بعضي وقتها از گذاشتن زباله در ساعت 9 شب طفره ميروم و آن را به صبح روز بعد موكول ميكنم!
و دست آخر اين كه فكر نكنم توانسته باشم به نحوي رفتار كنم كه فرزندانم را به محيط زيست علاقهمند كرده باشم.
در مورد كارهاي خوب هم بهتر است خودم چيزي ننويسم و براي خود نوشابه باز نكنم!
در همين جا هم – ضمن تشكر ويژه از وبلاگ شهر سالم - از تمام دوستاني كه آنقدر شجاعت دارند تا اعتراف كنند، ميخواهم تا اعترافهاي سبز خود را بر روي وب منتشر سازند.