براستي تفاوت چقدر ؟ ما ايراني ها و آنهايي كه دايه مسلماني و روز جزا را مستمسك تمامي شعارهايمان ميكنيم و به حق الله و حق االناس اعتقاد داريم چرا اينقدر تعرض و تخريب را در سرلوحه كارهايمان قرار داده ايم مگر وجدان ما در برابر نسلهاي آتي چقدر ميتواند پاسخگوي باشد؟
در مديريت بحراني فعلي منابع طبيعي ما تنها شعارهاي پيشرفت اقتصادي و بالابردن تراز هاي مالي را هدف قرار داده ايم ،و در اين گذر ما تا چه اندازه موفق بوده ايم ؟
آيا ما از كشور سوئيس يا بلژيك و
… ساير كشورهايي كه اميد بزندگي و با لابودن امنيت اجتماعي و ديگر شاخص هاي توسعه انساني را از ديگر كشور ها ربوده اند ، در رده بهتري قرار داريم ؟ جواب كاملا واضح و مبرهن است !آيا كشور هاي فوق نمي توانند و يا نمي خواستند در صنعت خودرو سازي گامي برداشته و سود ناخالص ملي خويش را افزايش دهند؟
نه آنها گام صحيح و اصولي را در راه توسعه برداشته و با توجه به پتانسيل هاي موجود در رشته هاي مختلف علمي و صنعتي ملل خويش سود جسته و از تونايي هايشان حداكثر سود را جسته وراه را بيراهه نرفته اند .
با تفكر به گفته آنتوني رابينز نويسنده و روانشناس عصر حاضر :
خوشبخت ترين انسانها هميشه بهترين چيز ها را در اختيار نداشته بلكه از موقعيت ها و امكانات موجود در راه خويش بهترين استفاده را مي برند.
در اين كشورها آنقدر محيط زيست و منابع طبيعي منزلت و جايگاه داشته كه در برنامه هاي جهاني قطع يك اصله درخت قوانين و بيانيه ها دارد و ميزان كارائي و جذب كربن هوا را با حسابداري سبز محاسبه نموده و تا آنجا پيشرفت نموده كه حق آلايندگي و جذب كربن را به صاحبان آن اراضي و ساكنان پرداخت تا از تخريب بي رويه و نابودي فضاي سبز جلوگيري بعمل آيد ، هر چند تمامي اين سيكل در دستان بخش حصوصي و درآمد زاي سيستم مي باشد .
آيا ما امكانات نداريم ؟
آيا منابع سرشار طبيعي نداشته ؟
حال حديث ما و كشور مان چيست ؟
بالا بردن سود ناخالص ملي به چه قيمتي ؟
خود كفائي در محصولات استراتژي با چه ابزاري ؟
پيش برد صنعت خودرو سازي باچه ميزان آلودگي ( بيش از دو برابر مصرف سوخت جهاني ) زيست محيطي ؟
مهم نيست! !
فقط رسيندن به آمار و اعداد تبليغاتي كه سالانه براي خويش ترسيم كرده يك شاخص بااصطلاح صعودي را به نمايش گذاشتهشود.
حال چقدر جنگل تخريب مي شود ؟
چقدر خاك به قعر مخزن سده ريخته مي شود ؟
چه مقدار از مراتع در معرض چراي بي رويه قرار مي گيرد ؟
آيا معناي توسعه پايدار و دهكده جهاني كجاست ؟
در ناكجا آباد ؟
آيا بهر برداري از منابع طبيعي بايد بگونه اي باشد كه سود جستندر عصر فعلي به قيمت نابودي منابع در اعصار آينده باشد؟
به كجا چنين شتابان؟
در آن هنگام كه مي بندد به پاي سرو كوهي دام
من از يادت نمي كاهم !
اي ايران ترا من چشم در راهم
برای روزگاران سبز قامتت ![]()
خجل از كرده خود پرده دري نيست كه نيست
اين را فقط بايد دانست كه اين سرزمين چند صباحي در اختيار ما امانت مي باشد
پس بياييم در امانت خيانت نكنيم



