طبيعت، با همهي زيستمندانش و با همهي چشماندازهاي ناب و استثنايياش، مفهومي را در ادبيات نوشتاري جهان متمدن آفريده كه از آن با عنوان«محيط زيست» يا زيست بوم ياد ميكنند. بنابراين، طبيعي است كه انتظار داشته باشيم محيط زيست را فرآيندي بدانيم كه از زيستن حمايت ميكند و با آن در كنش و واكنش است. با توجه به اين واقعيت آشكار كه محيطزيست سالم، ضامن سلامت كليهي زيستمندان است، بايد تأكيد كرد كه حفاظت محيطزيست تنها درصورتي به معني واقعي كلمه ميسر خواهد شد كه مردم در آن مشاركتي همهگير، خردمندانه و كارآمد داشته باشند؛ مشاركتي كه صرفاً جنبهي فيزيكي نداشته و همياري و همانديشي از لوازم ضروري تحقق آن باشد. زماني مشاركت به مهمترين هدف خود نزديك ميشود كه مردم دوشادوشِ تصميمسازان (كارشناسان) و تصميمگيران (مسئولين دولتي)، در فرآيندهاي تعيين هدف، برنامهريزي، سياستگذاري و اجراي برنامهها حضور فعالانه و خردمندانه داشته باشند. يكي از بسترهاي مناسب براي تحقق مشاركت مردمي، شكلگيري سازمانهاي غيردولتي يا مردمنهاد است كه بهطور سنتي از ديرباز به اشكال مختلف وجود داشتهاند. رفع نيازهاي مشترك جوامع محلي، مهمترين انگيزهي شكلگيري نهادهاي مدني بوده است. به عنوان مثال: در حوزهي محيطزيست و منابع طبيعي، احداث كاريزها از جملهي افتخارات ملّي تشكلهاي مردمي به شمار ميرود. از ديگر لوازم مشاركت ميتوان به جمعيبودن منافع ناشي از مشاركت آزادانه و داوطلبانهبودنِ حضور مشاركتكنندگان، توانايي برقراري ارتباط مناسب بين اعضا براي تبادل انديشهها، احترام به آراء و عقايد آنها و هنر تأمين نسبي نظرات اعضا و … اشاره كرد.
خاکبان
اندیشه کاهش روند تخریب خاک و حفاظت از محیط زیست و احیای مدیریت سرزمین
+ نوشته شده توسط فرهاد خاکساریان در جمعه شانزدهم آذر 1386 و ساعت
19:43 |




