همان طور كه در يادداشتهاي پيشين اشاره كردم، مشاركت زيستمحيطي يگانه راه مطمئن و پايدار و در عين حال كمهزينهاي است كه ميتواند به دولتها در اعمال وظايف حاكميتيشان در حوزه حفظ بستر حيات و توسعه (طبيعت) كمك كند.
اما به نظر ميرسد، 5 پيششرط زير براي تحقق اين مهم حياتي است:
• فراهمآمدن زمينهي مشاركت زيستمحيطي و آزادي انتخاب مشاركتكنندگان با توجه به علاقهمندي آنها،
• داشتن توجيه اقتصادي مشاركت،
• موضوع مشاركت زيستمحيطي مشخص و جذاب باشد،
• مشاركتكنندگان بايد از دانش و توانايي لازم برخوردار بوده و توانايي ارتباط متقابل و تبادل انديشه را داشته باشند،
• جايگاه و موقعيت افراد مشاركتكننده نبايد در اثر مشاركت مورد تهديد واقع شود.
افزون بر پنج مؤلفه پيشگفته، به نظر ميرسد لحاظ مواردي ديگر نظير آنچه كه در پي ميآيد، ميتواند بر كيفيت مشاركت اثري مثبت و مانا گذارد:
• وجود انگيزهي كافي و دارابودن امكان مشاركت،
• ويژگيهاي فردي،
• آگاهي افراد از مفهوم مشاركت و پيامدهاي آن،
• تصور فرد از قضاوت ديگران در مورد مشاركت زيستمحيطي،
• انگيزهي فرد براي برآوردن توقعات ديگران،
• و سرانجام، سوابق فرد در زمينهي مشاركتهاي زيستمحيطي.
به اميد فرارسيدن روزي كه هر يك از ايرانيان، خود محيطبان شايستهاي براي زيستبوم خويش باشند.




